بعضی از افراد نسبت به بقیه اعصاب آسیب پذیرتری دارند، اما به هر حال همه‌ی آدم‌ها این آستانه‌ی عصبی را دارند و وقتی کسی روی اعصاب‌شان راه می‌رود، نیاز دارند به ابزارهایی برای مقابله به آن مجهز باشند.

در این مطلب، چند ابزار یا تکنیک ساده را به شما توصیه می‌کنیم که می‌توانید با کمک آنها اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، خودتان را کنترل کنید. تکنیک‌های ارائه شده را تمرین کنید و سپس آنها را در ارتباطات خود به کار ببرید:

 

۱) درک کنید که حرف‌های دردناک فرد مقابل، ربطی به شما ندارد

در بیشتر موارد فرد مقابل منظوری ندارد و شما را هدف نمی‌گیرد. اگر این آدم کلا ناخوشایند و بد رفتار است، پس واقعا کاری با شما ندارد، بلکه فقط در دنیای خودش سیر می‌کند و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری دارد که از یک درد عمیق درونش نشات می‌گیرد.

بهترین کاری که می‌توانید بکنید درک این موضوع است که این آدم بد رفتاری که جلوی شما نشسته، وجود خارجی ندارد! فرض کنید عده‌ای دوروبرتان هستند که چنین ویژگی‌هایی دارند، بهترین کار، دوری از آنهاست اما اگر امکان اجتناب از این افراد را ندارید تنها راه این است که هیچ چیزی را به خودتان نگیرید و این اشخاص را آدم حساب نکنید!

اگر خیلی هم دلسوز و مهربان هستید می‌توانید فراتر از رفتارهای زننده و آزاردهنده‌ی این افراد را ببینید و فرصتی بیابید تا به او کمک کنید مشکلش را حل کند. با آنها به گفتگو بنشینید و نسبت به ریشه یابی مشکل‌شان علاقه نشان دهید. اگر هم فرد مقابل‌تان خیلی عصبانی و پرخاشگر است، بگذارید بداند که شما سعی دارید کمکش کنید تا آرام شود و بتوانید گفتگوی واقعی‌تان را شروع کنید. توانایی داشتن در پیدا کردن مشکلات دیگران و کمک به آنها، یک مهارت با ارزش است و اطرافیان‌تان شما را انسانی محترم و مهربان تلقی کرده و برای‌تان ارزش زیادی قائل خواهند شد.

 

۲) درک کنید که رفتار طرف مقابل ممکن است نتیجه‌ی باورهای محدود، تعصب‌ها و نگرش خاص او باشد

سعی نکنید توضیح دهید، رفتار خودتان را توجیه کنید یا به هر طریقی ثابت کنید که شما آدم خوب و شایسته‌ای هستید! چون این آدم به هر حال چیزی نخواهد دید زیرا تمام آن چیزی که او می‌بیند، باورهای محدود خودش است. شما مسئول تعصب‌ها و باورهای هیچکس دیگری نیستید، رهایش کنید و اهمیتی ندهید! بهتر است به دنبال افرادی باشید که عقایدشان شباهت‌هایی با شما داشته باشد. سعی کنید با این افراد بیشتر آشنا شوید و از معاشرت با آنها بیشتر لذت ببرید.

۳) حساسیت‌های عمومی را بشناسید و از آنها دوری کنید

نکاتی که در ادامه برای‌تان می‌گوییم آنقدر مهم هستند که تقریبا برای ۸۰ درصد از افرادی که با آنها سر و کار دارید کاربرد دارند.

باورها و عقاید شخصی هیچکسی را مورد انتقاد نگیرید و اجازه ندهید کسی هم به باورهای شما بی‌احترامی کند

به اعتبار و ارزش عقاید و باورهای «هیچکسی» بی‌احترامی نکنید. مسخره کردن و نکوش دیگران هیچ نتیجه‌ی مثبتی ندارد. آنقدر اینگونه اشتباهات در روابط افراد رخ داده که این موضوعات تبدیل به حساسیت‌های عمومی در تمام دنیا شده است. اگر لازم است رفتار کسی را اصلاح کنید، این کار را به گونه‌ای انجام دهید که باورهایش زیر سوال نروند و بابت کارهای درستی که انجام می‌دهد به او احترام بگذارید.

روی خوبی‌ها متمرکز باشید و در هر فرصتی به دیگران احترام خود را ابراز کنید و واقعا همانطوری رفتار کنید که حرف می‌زنید! اگر حرف و عمل‌تان در راستای احترام به دیگران یکی باشد، محبوب‌ترین فرد میان جمع خواهید شد.

اینکه در مورد کسی چطور فکر می‌کنید را به او نگویید و اجازه ندهید کسی نیز برای شما این کار را بکند

اگر در مورد رفتار یا مشکل کسی اظهار نظر کنید در بیشتر موارد او را ناراحت خواهید کرد. هیچکس دوست ندارد اینها را بشنود: «مشکل تو اینه که …» یا «تو باید …».

منظور این است که خود فرد باید در مورد مشکلش و تغییراتی که لازم است انجام دهد تصمیم بگیرد و خیلی آسیب زننده است که شما به آن اشاره کنید. در عوض، پیشنهاد کمک به او بدهید و راههای مختلف انجام کاری را غیر مستقیما نشانش دهید. باز هم فراموش نکنید که بابت خوبی‌هایی که دارد تحسینش کنید. وقتی کسی چیزی به شما می‌گوید، او را نادیده نگیرید.

تمام کاری که باید انجام دهید این است که بگذارید بداند شما او را درک کرده‌اید. اگر در مورد چیزی ناراحت است، سعی نکنید مشکلش را کوچک جلوه دهید یا بابت ناراحت بودنش او را سرزنش کنید. کمکش کنید! وقتی کسی با شما حرف می‌زند، کلامش را قطع نکنید.

پریدن وسط حرف دیگران، در جوامع امروزی شایع شده اما واقعیت این است که باعث دلخوری و رنجش می‌شود. اگر کسی که با او صحبت می‌کنید زیاد حرف می‌زند و فرصت حرف زدن به شما نمی‌دهد، باز هم نباید کلامش را قطع کنید، صبر کنید تا موقع تنفسش برسد و شما شروع کنید. اگر کسی وسط حرف شما پرید، از او بخواهید تا پایان کلام شما صبر کند.

 

۴) باور کنید که ارتباط، یکی از درک نشده‌ترین سوژه‌های روی زمین است!

بسیارند کسانی که اصلا نمی‌دانند چطور باید ارتباط موثر برقرار کنند و ارتباط، به خودی خود پدیده‌ای بسیار حساس است. افراد عادت‌های بد را از پدر و مادر خود یاد می‌گیرند، اما این عادت‌ها می‌توانند تمام روابط ِ موجود در تمام نسل‌ها را نابود کنند! برای اینکه ارتباطی موثر را شروع کنید، خوب گوش دهید چه به شما می‌گویند و منظورشان را درک کنید.

۵) فراموش نکنید که زندگی پُر از تجربیات خوب و بد است و هر کدام‌شان بخشی از آموزه‌های سخت زندگیست

اگر تجربه‌ی بدی را از سر گذراندید، به آن نگاه کنید و ببینید چه چیزی می‌توانید از آن یاد بگیرید. خوشحال و قدر دان باشید که این تجربه‌ی تلخ شما را نابود نکرد و توانستید درسی از آن بگیرید. اگر بتوانید با استفاده از تکنیک‌های درست ارتباطی، خودتان را کنترل کنید و ابزارهایی برای خلق روابط در دست بگیرید، می‌توانید دریچه‌ای به روی دنیایی جدید برای خود باز کنید. آن وقت چیزی به نام راه رفتن روی اعصاب شما معنی نخواهد داشت!